درسنامه آموزشی عربی کلاس نهم
درس 6: تَغْييرُ الْحَياةِ
اَلْمُعْجَم (21 کلمهٔ جدید)
| اسِْتلَمََ: دریافت کرد (مضارع: یَسْتَلِمُ) | بَسْمَلةَ: بِسمِ اللّٰهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ |
| تَعَلَّمَ: یاد گرفت (مضارع: یَتَعَلَّمُ) | حَفْلَةُ زَواج: جشن عروسی (حَفْلَةُ میلاد: جشن تولّد) |
| دَفَعَ: دور کرد، دفع کرد، پرداخت (مضارع: یَدْفَعُ) | راسِب: مردود |
| رائِحَة: بو | رَسَبَ: مردود شد (مضارع: یَرسُبُ) |
| رَوْح: رحمت | زُجاجَةُ عِطْر: شیشهٔ عطر |
| صَوْم: روزه | عَطَّرَ: عطر زد (مضارع: یُعَطِّرُ) |
| غَیَّرَ: تغییر داد (مضارع: یُغَیِّرُ) | لامَ: ملامت کرد (مضارع: یَلومُ) |
| مِثالیّ: نمونه | مُزدَحِم: شلوغ |
| مِلفَّ: پرونده | نامَ: خوابید (مضارع: یَنامُ / مترادف: رَقَد) |
| نَشیط: فعّال، با نشاط | وَ هیَ: و عبارت است از |
نَصِّ الدَّرسِ: تَغْییرُ الْحَیاةِ
تغییر زندگی
اِبتَدَأَ الْعامُ الدِّراسیُّ الْجَدیدُ وَ ذَهَبَ تَلامیذُ الْقَریَةِ إِلَی الْمَدرَسَةِ.
سال تحصیلی نو (جدید) آغاز شد و دانش آموزان روستا به مدرسه رفتند.
کانَتِ الْقَریَةُ صَغیرَةً وَ جَمیلَةً. دَخَلَتِ الْمُدَرِّسَةُ فِی الصَّفِّ الرّابِعِ. کانَ الصَّفُّ مُزدَحِماً.
روستا کوچک و زیبا بود. خانم معلم وارد کلاس چهارم شد. کلاس شلوغ بود.
قالَتِ الْمُدَرِّسَةُ لِلْبَنینَ: «اِجْلِسوا عَلَی الْیَمینِ.» وَ قالَتْ لِلْبَناتِ: «اِجْلِسْنَ عَلَی الْیَسارِ.»
خانم معلم به پسرها گفت: «سمت راست بنشینید.» و به دخترها گفت: «سمت چپ بنشینید.»
هیَ شاهَدَتْ تِلمیذَةً راسِبَةً باِسْمِ «سارة». رَسَبَتْ «سارة» عِندَها فِی السَّنَةِ الْماضیةِ؛ فَحَزِنَتْ وَ ذَهَبَتْ لِمُشاهَدَةِ مِلَفِّها لِلاِطّلاعِِ عَلَی ماضیها.
او دانش آموزی مردود به نام ساره را دید. (مشاهده کرد) ساره سال گذشته، نزدِ خودش مردود شد. ناراحت شد (اندوهگین شد) و برای دیدن پروندهاش و برای آگاه شدن (اطلاع) بر گذشتهاش رفت.
فی مِلَفِّ السَّنَةِ الْأُولَی: هیَ تِلمیذةٌ جَیِّدَةٌ جِدّاً. تَکتُبُ واجِباتِها جَیِّداً. هیَ نَشیطَةٌ و ذَکیَّةٌ.
در پروندۀ سال نخست: او دانش آموزی بسیار کوشاست. تکلیفهایش را خوب مینویسد. او فعال (چالاک) و باهوش است.
وَ فی مِلَفِّ السَّنَةِ الثّانیَةِ: هیَ تِلمیذةٌ جَیِّدَةٌ جِدّاً. لکِنَّها حَزینَةٌ. أُمُّها راقِدَةٌ فیِ الْمُستَشفَی.
در پرونده سال دوم: او دانش آموزی بسیار کوشاست. ولی غمگین است. مادرش در بیمارستان بستری (خوابیده) است.
وَ فی مِلَفِّ السَّنَةِ الثّالِثَةِ: هیَ فَقَدَتْ والِدَتَها فی هذِەِ السَّنَةِ. هیَ حَزینةٌ جِدّاً.
و در پرونده سال سوم: او مادرش را امسال (در این سال) از دست داد. او بسیار غمگین است.
وَ فی مِلَفِّ السَّنَةِ الرّابِعَةِ: هیَ تَرَکَتِ الدِّراسَةَ وَ لا تُحِبُّ الْمَدرَسَةَ وَ تَنامُ فِی الصَّفِّ.
در پرونده سال چهارم: او درس خواندن را ترک کرد و مدرسه را دوست ندارد و در کلاس میخوابد.
الْمُدَرِّسَةُ لامتَْ نَفْسَها وَ غَیَّرَتْ طَریقَةَ تَدریسِها.
خانم معلم خودش را سرزنش (ملامت) کرد و روش تدریسش را تغییر داد.
بَعدَ مُدَّةٍ فی حَفْلَةِ میلادِ الْمُدَرِّسَةِ جَلَبَ التَّلامیذُ هَدایا لَها وَ جَلَبَتْ سارة لِمُدَرِّسَتِها هَدیَّةً فی وَرَقَةِ صَحیفَةٍ.
پس از مدتی دانش آموزان در جشن تولد (زادروز) خانم معلم برایش هدیههایی آوردند و ساره برای خانم معلمش هدیهای در برگه (ورقهٔ) روزنامهای آورد.
کانَتِ الْهَدیَّةُ زُجاجَةَ عِطرِ أُمِّها، فیها قَلیلٌ مِنَ الْعِطرِ، فَضَحِکَ التَّلامیذُ؛ فَقالَتِ الْمُدَرِّسَةُ لِلْبَنینَ: «لا تَضْحَکوا» وَ قالَتْ لِلْبَناتِ: «لا تَضحَکْنَ». اَلْمُدَرِّسَةُ عَطَّرَتْ نَفْسَها بِذٰلِکَ الْعِطْرِ.
آن هدیه شیشه عطر مادرش بود که اندکی عطر در آن بود و دانش آموزان خندیدند؛ خانم معلم به پسرها گفت: نخندید و به دخترها گفت: «نخندید» خانم معلم از آن عطر به خودش عطر زد. (خودش را معطّر کرد؛ خودش را خوش بو کرد).
جاءَتْ سارة عِندَ مُدَرِّسَتِها وَ قالَتْ: «رائِحَتُکِ مِثلُ رائِحَةِ أُمّی.»
ساره نزد معلمش آمد و گفت: «بوی (رایحه) تو مانند بوی مادرم است.»
شَجَّعَتِ الْمُدَرِّسَةُ سارة؛ فَصارَتْ تِلمیذةً مِثالیّةً وَ بَعدَ سَنَواتٍ؛ اِسْتَلَمَتِ الْمُدَرِّسَةُ رِسالَةً مِنْ سارة مَکْتوباً فیها: «أَنتِ أَفضَلُ مُعَلِّمَةٍ شاهَدْتُها فی حَیاتی. أَنتِ غَیَّرْتِ مَصیری. أَنا الْآنَ طَبیبَةٌ.»
خانم معلم ساره را تشویق کرد و او دانش آموزی موفق شد. و پس از چند سال؛ خانم معلم نامههایی از ساره دریافت کرد که در آن نوشته شده بود: «تو بهترین معلمی هستی که در زندگیام دیدم، تو سرنوشتم را تغییر دادی. من حالا پزشک هستم.»
وَ بَعدَ مُدَّةٍ، اِسْتَلَمَتِ الْمُدَرِّسَةُ رِسالَةً أُخْرَی مِنَ الطَّبیبَةِ سارة؛ طَلَبَتْ مِنْهَا الْحُضورَ فی حَفلَةِ زَواجِها وَ الْجُلوسَ فی مَکانِ أُمِّ الْعَروسِ.
و پس از مدتی، خانم معلم نامهای دیگر (نامه دیگری) را از خانم دکتر ساره دریافت کرد که در آن از وی حضور در جشن عروسیاش و نشستن در جایگاه مادر عروس را خواسته بود. (خواست)
عِندَما حَضَرَتْ مُدَرِّسَتُها فی حَفلَةِ زَواجِها؛ قالَتْ لَها سارة: «شُکراً جَزیلاً یا سَیِّدَتی؛ أَنتِ غَیَّرْتِ حَیاتی.» فَقالَتْ لَها الْمُدَرِّسَةُ:
هنگامی که خانم معلم در جشن عروسیاش حاضر شد؛ ساره به او گفت: ای خانم من (خانم!) تو زندگیام را تغییر دادی. پس خانم معلم به او گفت:
«لا یا بِنتی؛ أَنتِ غَیَّرْتِ حَیاتی؛ فَعَرَفْتُ کَیفَ أُدَرِّسُ.»
«نه ای دخترم؛ تو زندگیام را تغییر دادی؛ پس یادگرفتم (آموختم) چگونه درس بدهم.»
پاسخ دهید (صفحهٔ 64 کتاب درسی)
با توجّه به متن درس پاسخ درست را انتخاب کنید.
1- أَینَ جَلَسَتِ الْبَناتُ؟ (عَلَی الْیَمینِ - عَلَی الْیَسارِ)
دختران کجا نشستند؟
2- لِمَنْ کانَتْ زُجاجَةُ الْعِطْرِ؟ (لِوالِدِ سارة - لِوالِدَةِ سارة)
شیشه عطر مال چه کسی بود؟
3- فی أَیِّ صَفٍّ کانَتْ سارة راسِبَةً؟ (فِی الرّابِعِ - فِی السّادِسِ)
ساره در کدام کلاس مردود شده بود؟
4- ماذا کانَتْ هَدیَّةُ سارة لِمُدَرِّسَتِها؟ (صَحیفةً جِداریَّةً - زُجاجَةَ عِطرٍ)
هدیه ساره به معلمش چه بود؟
5- أ کانَتِ الْهَدایا بِمُناسَبَةِ حَفلَةِ الْمیلادِ؟ (نَعَم - لا)
****
التَّمارین
التَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 81 کتاب درسی)
توضیحات زیر مربوط به کدام واژۀ جدید از درس است؟
1- الاِمْتِناعُ عَنِ الطَّعامِ وَ الشَّرابِ لِفَریضَةٍ دینیَّةٍ. اَلصّیام
جلوگیری از خوردن غذا و آب برای فریضه دینی. (روزه)
2- اَلشَّخصُ الَّذی یُحِبُّ الْعَمَلَ وَ یُحاوِلُ کَثیراً. اَلْمِثالیّ
شخصی که کار را دوست دارد و زیاد تلاش میکند. (نمونه)
3- صِفَةٌ لِلْمَکانِ الْمَملوءِ بِالأشَخاصِ وَ الْأَشَیاءِ. اَلْمُزدَحِم
ویژگی یک مکان پر از اشخاص و اشیاء (شلوغ)
4- اَلطّالِبُ الَّذی لا یَنْجَحُ فِی الاِمْتِحاناتِ. اَلرّاسِب
دانش آموزی که در امتحانات پایان سال موفق نشود. (مردود)
5- اِجتِماعُ جَمْعٍ مِنَ النّاسِ لِفَرَحٍ عَظیمٍ. اَلْحَفلَة
******. (جشن)
التَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 81 کتاب درسی)
جملههای زیر را با توجّه به تصویر ترجمه کنید.
|
لا تَذْهَبْ مِنْ هُنا. |
لا تَشْرَبی مِنْ هذَا الْماءِ. |
|
لا تَکْشِفوا عُیوبَ أَصدِقائِکُم. |
لا تَجْلِسْنَ هُناکَ؛ اِجْلِسْنَ هُنا. |
التَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 82 کتاب درسی)
آیات زیر را ترجمه، سپس فعلهای ماضی، مضارع، امر و نهی را معلوم کنید.
1- اِنْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لا تَیأَسوا مِن رَوْحِ اللهِ؛ فإَنَّ أُحَبَّ الْأَعْمالِ إلیَ اللهِ انتْظِارُ الْفَرَجِ. امام علی (ع)
چشم به راه گشایش باشید. و از مهر خدا ناامید نشوید؛ زیرا دوست داشتنیترین کارها نزدِ خدا چشم به راه بودنِ گشایش (در کار) است. (منتظر فرج باشید و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ قطعاً محبوبترین عملها نزدِ خدا انتظارِ فرج است.)
فعل امر: اِنتَظِروا
فعل نهی: لا تَیأَسوا
2- ﴿رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ﴾ اعراف 47
(ای) پروردگارمان، ما را همراهِ مردمِ ستمگر قرار نده. (پروردگارا، ما را همراهِ قومِ ظالم قرار نده.)
فعل نهی: لا تجَعَلنْا
3- قالَ اللهُ لِآدَمَ وَ حَوّاءَ: ﴿لاَ تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ﴾ اعراف 19
خداوند به آدم و حوا فرمود: به این درخت نزدیک نشوید.
فعل ماضی: قالَ
فعل نهی: لا تَقْرَبا
4- ﴿لا تَعْبُدُوا الشَّیطانَ إنَّهُ لَکُم عَدوٌّ مُبینٌ﴾ یس 60
و نعمتِ خدا بر خودتان را یاد کنید.
فعل نهی: لا تعَبدُُوا
5- ﴿وَاصْبِرْ عَلَیٰ مَا یَقُولُونَ...﴾ مزمّل 10
و بر آنچه میگویند بُردباری کن. (صبر کن)
فعل امر: اصْبِرْ
فعل مضارع: یَقولونَ
6- ﴿وَ اشْکُروا نِعمَةَ اللهِ...﴾ نحل 114
و نعمت خداوند را شکر کنید.
فعل امر: اشْکُروا
کَنْزُ الْحِکْمَةِ (صفحهٔ 83 کتاب درسی)
بخوانید و ترجمه کنید.
1- لاتَنْظُروا إِلَی کَثْرَةِ صَلاتِهِم وَ صَومِهِم وَ کَثْرَةِ الْحَجِّ .... وَلکِنِ انْظُروا إِلَی صِدْقِ الْحَدیثِ وَ أَداءِ الْأَمانَةِ.
به بسیاریِ نمازشان و روزۀشان و بسیاریِ حج نگاه نکنید؛ بلکه به راستگویی و امانتداری نگاه کنید.
3- اُنْظُرْ إلَی ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ إِلَی مَنْ قالَ.
بنگر به آنچه گفته و ننگر به آنکه گفته است. (به چیزی که گفته است نگاه کن و به کسی که گفته است نگاه نکن.)
4- لا فَقْرَ کَالْجَهْلِ وَ لا میراثَ کَالْأَدَبِ.
هیچ نداریای (فقری) مانند نادانی نیست و هیچ میراثی مانند ادب نیست.
5- مَنْ دفَعَ غََضَبَهُ، دَفَعَ اللهُ عَنْهُ عَذابَهُ.
هر کس خشمش را دفع کند، خداوند عذابش را از او برطرف کند. (هر کس عصبانیّتش را دور کند، خدا هم عذابش را از او دور میکند.)
تحقیق کنید (صفحهٔ 84 کتاب درسی)
آیه، حدیث، شعر یا سخنی زیبا بیابید که با پیام اخلاقی متن درس هماهنگ باشد.
مَن حاسَبَ نفسَهُ علی عُیوبِهِ، و أحاطَ بذُنوبِهِ و اسْتَقالَ الذُنوبَ، وأصْلَحَ العُیوبَ.
هر که به محاسبه نفس خود پردازد به عیبهایش آگاه شود و به گناهانش پی ببرد و گناهان را جبران کند و عیبها را برطرف سازد.
















